درباره همه چیز بعلاوه فیزیوتراپی
تبریک به هزاران فیزیوتراپیست در سراسر ایران![]()
آقای فیزیوتراپیست دکتر ابراهیمی رئیس انجمن فیزیوتراپی ایران:
پروپوزال دکترای حرفه ای فیزیوتراپی توسط کمیته dpt به ریاست فیزیوتراپیست آقای دکتر معروفی
در حال شکل گیری است و حداکثر تا ۳ ماه آینده روی میز وزارت بهداشت قرار می گیرد.
ارسال پروپوزال با حمایت و نظارت دانشگاه ها - انجمن فیزیوتراپی ایران - بورد فیزیوتراپی
و بدنه انجمن صورت می گیرد.
تبریک به هزاران فیزیوتراپیست در سراسر ایران![]()
با درود بر همه خوبان
تبریک به همه فیزیوتراپیست های ایران
شنبه هفته آینده کمیته ۹ نفره dpt متشکل از نمایندگان دانشگاه های تهران - شهید
بهشتی - علوم پزشکی ایران -دانشگاه بهزیستی و نماینده ای از بدنه انجمن به ریاست فیزیوتراپیست
آقای دکتر معروفی
پروژه دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt را که همانا نوشتن پروپوزال است
زیر نظر انجمن آغاز خواهد کرد.
این پروژه بودجه مشخصی و زمان مشخصی (حداکثر ۳ ماهه دارد).![]()
تبریک به همه فیزیوتراپیست های ایران
| ||
امروز در یکی از جراید تعرفه فیزیوتراپی را خواندم به عبارتی نا آشنا برخوردم به نام:
تعرفه متخصصین فیزیوتراپی !!!!!
ناله را هر قدر می خواهم به دل پنهان کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن
واقعا" از ادبیات این دوستان حیرانم!!!!!!
یکی بیاید و بگوید این عنوان مضحک متخصص فیزیوتراپی چیست؟
عنوانی که از عبارت مجعول خلیج عربی هم بدتر است!!!!!!!
بقول استاد هاشمی شما هرچه که باشید در مطب فقط یک فیزیوتراپیست هستید و بس!!!!!!!!
دوستان در مطب چه فیلی هوا میکنند و یا چه آپولی به فضا می فرستند که بقیه نمی توانند؟
این بزرگوارند در دانشگاه ها تدریس می کنند و...در آن حرفی نیست اما در مطب فیزیوتراپی خود
بجز فیزیوتراپی دیگر چه عمل مخصوصی انجام می دهند که بقیه از توان آن عاجزند؟
شاید به بیماران تدریس میکنند و شاید....
عجب صبری خدا دارد
همه همه مطالب را میدانند و همه همه را می شناسند.
خواهشن سر خود را از برف بیرون بیاورید!!!!!!!
اگر عنوان متخصصی هم باشد باید به همه فیزیوتراپیست ها اطلاق شود چون همه در مطب یک کار
واحد را انجام میدهند.
دوستان بیایید این مزخرفات را کنار بگذارید .این بازی ها دیگر قدیمی شده است !!!
قبلا" هم این ادا و اصول ها را درآورده اید !!!!
برنامه هایتان با فیزیاتریست ها هنوز یادمان نرفته است که شما را با اردنگی ......
دیگه حالم از این اراجیف دارد بهم می خورد ؟ آخر برای چه کسی دارید کلاس می گذارید!!!!!
واقعا" خجالت بکشید ؟هرچه به شما احترام می گذاریم هرچه شما را بزرگ می کنیم شما.....
بجای این بچه بازی ها از اصول حمایت کنید ؟از انجمن حمایت کنید؟
از تعرفه ناعادلانه شکایت کنید نه آنکه فقط و فقط از منافع خود دفاع کنید!!!!!
فیزیوتراپی ایران به سمت قهقرا دارد میرود .بیشتر بچه در سراسر ایران صورت خود را با سیلی سرخ نگه
داشته اند .
بیایید از هزاران فیزیوتراپیست (ازبدنه انجمن )که در جای جای این کشور با مشقت اما با شرافت زندگی
می کنند حمایت کنید؟
بیایید برای یکبار هم که شده از dpt حمایت کنید!!!!!!!!!!
با درود بر همه خوبان
با توجه به انتخابات انجمن و مشخص شدن وظایف تک تک اعضای انجمن و آرزوی توفیق برای همه
دوستان.از آنجا که اولین و مهمترین اولویت حال حاضر فیزیوتراپی ایران :
ایجاد دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt است
لذا ما از دوستانی که مسئولیت کمیته dpt در انجمن را بعهده دارند تقاضا داریم در یک نشست ویژه
با اساتید دانشگاه و نمایندگان شعب مهمترین اولویت انجمن را که همان نوشتن:
پروپوزال دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt
است را مورد بررسی قرار دهند و حداکثر ظرف ۳ ماه این بسته پیشنهادی به وزارت خانه تحویل داده
شود.در جلسه ای که با حضور نمایندگان شعب و اساتید دانشگاه برگزار شد یکی از اساتید دانشگاه به
صراحت اعلام کرد که ظرف ۲ هفته پروپوزال dpt را می نویسد.
لازم به ذکر است که چند تن از اساتید دانشگاه در حال حاضر پروپوزالی را آماده نموده اند .
که در آن نشست ویژه می توان از نظریات آنان استفاده کرد.
بزرگترین آرزوی هزاران فیزیوتراپیستی که در جای جای ایران زندگی می کنند همانا ایجاد
دکترای حرفه ای فیزیوتراپی در ایران است.ما از خوبان انجمن و در راس آن مسئولین کمیته
dpt انتظار داریم اولین و مهمترین خواسته همه عزیزان را در سریعترین زمان ممکن برآورده
کنند.
درنگ جایز نیست شاید فردا دیر باشد .
با احترام
آشنائي با توانبخشي قلبي
بيماري عروق كرونر (رگهاي تغذيه كنندة ساختمان قلب) يكي از بيماريهاي شايع دركشورهاي پيشرفته و حتي كشورهاي در حال رشد است، به نحوي كه بسياري از افرادجامعه را در سنين جواني و ميانسالي، گرفتار ميكند و موجب معلوليت و از كار افتادگي و مرگ آنان ميشود. آمار مرگ ومير ناشي از عروق كرونر درايران نيز قابل توجه است. اين بيماري، رتبه نخست علت مرگ افراد بالاي 35 سال در كشور ما است و متأسفانه هر سال به سبب پيشرفتهاي فنآوري كه موجب، كاهش فعاليتهاي جسماني و افزايشتنشهاي روحي و رواني ميگردد، سن ابتلا به اين بيماريها كاهش يافته و ...
به طوري كه امروزه اينعارضه علاوه بر سالمندان بیش از پیش نزد افراد ميانسال و جوان ديده ميشود . يكي از تدابير جراحي در اين قبيل بيماران، عمل جراحي پيوند عروق كرونراست كه در بيست سال اخير به صورت شايعترين عمل جراحي بزرگ در كشورهاي صنعتيدرآمده است. در حال حاضر، در بيشتر بيمارستانهاي خصوصي و دانشگاهي تهران ونيز در برخي از بيمارستانهاي مراكز استانها ، اين عمل به ميزانقابل توجهي انجام ميشود. از عوارض حين عمل جراحي و پس از آن را ميتوان ناتواني، درد و در برخيموارد عدم توانائي و بازگشت به كار و فعاليت روزانه و يا لزوم تغيير شغل، نام برد كه هريك از آن موارد، قابل بحث و بررسي ميباشند. با تثبيت وضعيت بيمار در دورة پس از عمل جراحي، مراقبتها بر بازتواني و ترخيص بيمار متمركز خواهند بود.انجام برنامههاي توانبخشي قلبي، براي كليه بيماراني كه تحت عمل جراحي پيوندعروق كرونر قرار ميگيرند، سهم موثري در كاهش مرگ و مير و تشديد علائم خواهندداشت. آموزشها و توصيههاي بهداشتي و ورزشي، نگرش بيمار را نسبت به ماهيتبيماري خود و ضرورت تغيير شيوة زندگي تغييرخواهد داد.
تعریفی كه سازمان بهداشت جهاني از توانبخشي قلبي ميدهد ، بدين شرح است:
مجموعهاي ازفعاليتهائي كه به بيمار امكان ميدهد به بهترين شرايط جسمي، ذهني و اجتماعي برسد و بااستفاده از توانائيهاي خود، به جايگاه طبيعياش در جامعه و زندگي فعال خود بازگردد. بهعبارتي مجموعهاي از برنامههاي دراز مدتي كه شامل بررسيهاي پزشكي و باليني، بهرهمندي از ورزش، تغيير عوامل خطرآفرين، آموزش و نظارت بر اجراي درمان ميباشد. اين برنامهها به منظورمحدود ساختن اثرات فيزيولوژيك و رواني بيماريهاي قلبي و عروقي، كاهشريسك مرگ ناگهاني و سكتههاي مجدد، كنترل علائم قلبي و تثبيت يا معكوس نمودن روندتصلب شرايين (آترواسكلروز) و بهبود موقعيت روحي - اجتماعي و شغلي بيماران طراحي شده است.
يك برنامه جامع توانبخشي شامل دو قسمت ميباشد:
1ـ روانشناسي و آموزش2ـ ورزش درمانينكات موردنظر در مرحلة روانشناسي عبارت است از جلوگيري از بروز افسردگي،كاهش اضطراب بيماران، بررسي و كنترل مشكلات شخصيتي و رفتاري و در نهايتحذف مفاهيم غلط از ذهن بيماران كه در اثر بيماري عارض شده و آموزش اطلاعات درست ميباشد ، كه مرحلة آموزش شامل آموزش نحوة تغيير روش زندگي و آموزش تغذيه مناسب براي فرد است. ورزش درماني نيز بعنوان بخش اصلي يك برنامه جامع توانبخشي قلبي دارايتأثيرات وفوائد متعدد و بسيار مهمي در بيماران قلبي ميباشد از جمله: افزايش توانائي درفعاليتهاي روزمره، كاهش احتمال بروز سكتههاي قلبي مكرر، افزايش خونرساني به عضله قلب،كنترل عوامل خطرآفرين، كاهش بيماريهاي مزمن قلب و تصلب شرايين.
انجام ورزش مداوم و صرف انرژي تا 1600 كيلوكالري در هفته باعث توقفبيماريهاي عروق كرونر و تا 2200 كيلوكالري در هفته باعث معكوس شدن روندآترواسكلروزيس (تصلب شرايين) ميشود.
اهداف توانبخشي قلبي را در چهار زمينه درماني، روحي و رواني، اجتماعي و حفظ بهداشتعمومي ميتوان مورد توجه و برنامهريزي قرارداد. نكات موردنظر در اهداف درماني عبارتنداز: پيشگيري از مرگ ناگهاني، كاهش سكتههايمكرر و بيماريهاي مرتبط و كاهش لزوم بستري شدنهاي مكرر بيماران، بهبود علائمباليني بيمار مانند آنژين و يا تنگي نفس، كاهش و يا حتي معكوس شدن روند تصلبشرايين، برطرف شدن لنگش متناوب در راه رفتن و افزايش كارآيي بيمار در عملكردهاي عادي روزمره و نيز فعاليتهاي شغلي اهداف روحي رواني در برگيرنده برنامههاي همچون : حفظ و بهبود اعتماد به نفس بيمار، كاهش اضطراب و پيشگيري از افسردگي، افزايشقدرت سازش پذيري بيمار با زندگي پراسترس روزمره و توانائي كنترل استرس، كاهشاضطراب و پيشگيري از افسردگي در همسر و افراد خانواده بيمار وامكان حفظ روابطزناشوئي ميباشد.
در اهداف اجتماعي بازگشت به كار و حفظ استقلال در زندگي روزمره (خصوصاً برايافراد مسن و يا آنها كه اختلال شديد عملكرد بطن چپ را دارند) موردنظر ميباشند. اهداف مربوط به حفظ بهداشت عمومي نيز ميتواند، كاهش هزينههاي مستقيم درماني وپزشكي، ترخيص سريعتر از بيمارستان و شروع توانبخشي و همچنين مصرف كمتر داروو كاهش هزينههاي مربوطه را به همراه داشته باشد. نتيجه كلي از دنبال كردن اهداف فوق، رسيدن به يك زندگي با كيفيت مطلوب برايبيماران بوده و اين كيفيت به معني امكان انجام زندگي روزمره با حداقل محدوديت درتوانائي روحي و فيزيكي است.
كاربردهاي توانبخشي قلبي : تقريباً انجام توانبخشي قلبي براي تمامي بيماران قلبي قابل اجراست . در حاليكه اغلب بيماران قلبي را گروهافراد مسن، خانمها و بيماران قلبي پرخطر تشكيل ميدهند ، متاسفانه تحقيقات كمي درمورد تأثيرات توانبخشي قلبي روي اين بيماران انجام گرديده است. برخي از بيماريهاي قلبي كه بطور رايج در معرض توانبخشي قلبي قرار ميگيرندعبارتنداز: سكته قلبي، جراحي قلب باز و آنژيوپلاستي، آنژين صدري پايدار، نارسائيمزمن قلبي، افراد مسن، خانمها، پيوند قلب، تعويض دريچه و بيماران مبتلا به گرفتگي قلبي.
مراحل انجام توانبخشي قلبي:در گذشته براي توانبخشي قلبي، 3 دوره را تعريف مينمودند: مرحله اول در داخلبيمارستان و زمان بستري، مرحله دوم شش تا هشت هفته پس از ترخيص بيمار از بيمارستان و در داخل يكمركز مجهز به تجهيزات خاص و مرحله سوم بعداز اتمام اين دوره و جهت رساندن بيمار بهحداكثر ظرفيت عملكردي خويش.البته در اين نوع تقسيمبندي به اندازه كافي به مرحلة بين ترخيص تا شروع ورزش درمركز توجه نميشد، به همين منظور اخيراً براي يك دورة كامل توانبخشي قلبي، 4 مرحله درماني مد نظر قرار می گیرد .
مرحله اول: (inpatient phase) دستهاي از مداخلات توانبخشي، درماني و آموزشي كه بسته بهنوع مشكل قلبي بيمار از شروع زمان بستري آغاز و به مرور با تغيير موقعيت بيمار دربخشهاي مختلف و تا پايان بستري شدن تغيير و ادامه مييابند.به لحاظ حساسيت زياد بيماران قلبي، لازم است فيزيوتراپيست از ابتدا برفعاليتهاي مختلف بيمار مانند اجراي تمرينات، قدم زدن و بالا رفتن از پلهها نظارت دائمداشته باشد و بروز هرگونه علائم، نشانهها، عكسالعمل و محدوديتهاي بيمار را بررسيو ثبت نمايد. در مورد سطح فعاليتها و فشار وارده به قلب، بايد به بيمار توضيح داده و وي را با جداول مخصوص كه بيانگر سطح توانائي عملكرديبيمار مي باشند، آشنا نمود. همچنينراهنماي فعاليتهاي روزمره و فشارهاي مرتبط و نيز رژيم ورزش درماني مناسب براي منزل را در طي 6 هفته آينده تهيه و در اختيارش قرار دهد. همينطور با كمك مثال يانرمافزارهاي تخصصي، سعي در تفهيم اهميت فعاليتها و پياده روي مناسبدر روز شود. هدف كلي از اين آموزشها، حفظ سطح عملكردي بدست آمده و حتيالمقدورافزايش آن در مرحله پس از جراحي و استراحت بيمار در منزل است.
مرحله دوم، بلافاصله پس از ترخيص بيمار از بيمارستان آغاز ميشود و اين زماني است كه بيمار درمنزل استراحت ميكندو احساس تنهائي و اضطراب دارد و لازم است كه با كمك جزواتراهنما، نوار، مشاورههاي تلفني و يا حضوري، روند توانبخشي جامع را ادامه داد . لذا ضمن اينكه بيمار را براي مرحلة ورزش (مرحله 3) آماده ميكنيم، از بروز اضطرابو افسردگي نيز جلوگيري ميشود. بيماران سكته ناقص و جراحي قلب با انجام دستورات،ورزشها و ادامه فعاليتها در منزل خواهند توانست خود را به سطح مطلوب براي شركت درمرحله 3 برساند و از فوائد ورزش درماني در مرحلة بعد، حداكثر استفاده را ببرد.
مرحله سوم كه اختصاصاً مرحله ورزش ناميده شده است، بيمار با حضور دربيمارستان و يا مراكز مجهز توانبخشي قلبي، با وجود امكانات خاصي، مرحله ورزشدرماني را آغاز ميكند. لذا ضمن اينكه همچنان آموزش، مشاورههاي روانشناسي و كنترلعوامل خطر آفرين تحت نظارت پزشك متخصصادامه دارد، آموزش تخصصيدر جهت اصلاح تصورات ذهني غلط بيمار خصوصاً در مورد ناتوانيهاي حاصله ازبيماري قلبي، و دادن اطلاعات صحيح راجع به اين مرحله از توانبخشي قلبي به بيمار كمكقابل توجهي خواهد نمود. دراين مرحله از درمان در صورت رعايت اصول درمان و وجود امكانات لازم،امنيت سلامت بسيار بالاست و تقريباً هيچ خطري بيمار را تهديد نميكند و بيمار ميتواند با گذراندن اين مرحله به زندگي عادي قبل از بيماري برگردد.
تشويق در جهت ترك دخانيات، كنترل وزن بيمار و توانبخشي اجتماعي - كه كمك بهبازگشت به كار ميكند - بسيار مهم ميباشند. در حقيقت تمام موارد اين مرحله توسطمتخصص قلب، روانشناس باليني، فيزيولوژيست ورزش و يا فيزيوتراپيست ، برنامهريزيو اجرا خواهند شد. نحوة تنظيم اين برنامه و خصوصاً اولويت آنها نسبت بهورزش، بسته به تمهيدات و امكانات هر محل و كشور فرق ميكند. قسمت اصلي درمان،برنامه ورزش است و لزوم تعيين دقيق شدت ورزشها حساسترين قسمت درمان است.
معمولاً براي تجويز يك برنامة ورزشي مناسب براي بيماران قلبي بايستي ظرفيتاجراي تمرينات درحد مناسب بوده و هيچگونه علائم غيرطبيعي قلبي را در اين مرحلهنداشته باشند. ضمناً بايد ضربان قلب بيمار در حالت استراحت كمتر از 90 ضربه در دقيقهو فشار خون وي كمتر از 90/140 ميليمتر جيوه باشد. يك برنامه تمريني قلبي ريوي موثرشامل انجام ورزشهاي با تحرك، منظم و توام با تنفس (ايروبيك) در گروه عضلات بزرگ،با شدت پايين تا متوسط و با مدت زماني طولاني ميباشد. پايه اصلي ورزشها راورزشهاي هوازي تشكيل ميدهند و ليكن ورزشهاي مقاومتي و انعطافپذيري جديداً رواج پيدا كرده است. تمرينات ورزشي را بايد با توجه به نيازهاي هر فرد و محدوديتهايوي برنامهريزي كرد. در اصل تجويز اين ورزشها و تغيير آنها باتوجه به هر فرد، يك نوعمهارت تخصصي محسوب ميشود.مشخصات تمرينات هر بيمار در يك هر جلسه را بايد بسته به وضع او در آن روز وحين انجام ورزش مشخص نمود. ممكن است يك بيمار در روزخوب خود (از نظرروحي)بتواند به راحتي و بدون بروز علائم تمرينات را به پايان برساند و همين بيمار در روز بعد- كه روز خوبي را نداشته است - در شروع تمرينات به مشكل برخورد كند و درمانگرمجبور به قطع تمرين بشود. در انجام ورزشهاي ايروبيك ميتوان از تجهيزاتي مانندتردميل، دوچرخه ثابت، قايق، ارگومتري اندام فوقاني و تحتاني و... استفاده نمود. تحقيقاتاخير تقريباً روي انجام ورزشها توسط اين وسايل بوده است.يكي از اهداف ورزش در توانبخشي قلبي، رسيدن به يك ضربان قلب مناسب وايدهآل است كه در اين شكل از تمرين، قلب بايد به آستانه تطابق تمرين برسد. يعني در آنضربان، بيمار نبايستي هيچگونه مشكلي اعم از درد، نارسائي قلبي، تنگي نفس و ضرباننامنظم قلب در حين ورزش را داشته باشد.
اجزاء يك جلسه درماني عبارتند از مرحلة گرم كردن كه شامل حركات فعال ومنظم با فشار كم كه در گروه عضلات بزرگ و دامنه طبيعي حركت مفصل صورتميگيرد. مدت زمان لازم براي انجام اين مرحله 20-10 دقيقه ميباشد.
و مرحلة دوم كه پس از گرم كردن صورت ميپذيرد. قسمت اصلي ورزشها در اين مرحله، بصورتاستفاده از تردميل، دوچرخة ثابت، ارگومتري اندام فوقاني و تحتاني، قايق، پله نوردي وشنا ميباشد. اين تمرينات به دو صورت پيوسته و ناپيوسته قابل اجرا ميباشند. البته بايد گفتكه تمرينات ناپيوسته به جهت دارا بودن مرحلههاي فعاليت و استراحت بطور متناوب و همچنينوجود تنوع در نوع تمرينات داراي طرفداران بيشتري هستند.ايجاد تنوع در نوع تمرينات موجب شكلگيري برنامهاي جامع، جذاب و هدفمند ميگردد كه علاوه بر حضور مستمر اين بيماران در برنامه درمان، دستيابي هرچه سزيعتر به نتيجهدرمان را نيز ميسر مينمايد.مدت زمان تمرينات در اين مرحله حدود 20 الي 30 دقيقه ميباشد.
مرحلة آخر نيز مرحله سرد كردن نام دارد. در اين مرحله سطح فعاليت را بايد به آهستگي كمكرد تا جريان خون بدن درحدي باقي بماند كه سبب افزايش نياز عضله قلب به اكسيژننگردد. براي اين منظور بايد با ماساژ آهسته عضلات وانقباض متناوب آنها به بازگشتخون وريدي كمك كرد. اگر ورزش شديد را به طور ناگهاني قطع كنيم، تجمع خون در اندامتحتاني، كاهش بازگشت وريدي به قلب و افزايش جبراني ضربان قلب را خواهيم داشت كهبه زيان اكسيژن رساني عضله قلب تمام خواهد شد كه كاهش فشار خون، كاهش جريانخون به مغز، سبك شدن سر، سرگيجه و غش كردن از علائم باليني آن خواهد بود.
يك دورة 10 دقيقهاي با شدت كم، بهمراه چند حركت كششي در انتهاي ورزشتوصيه ميشود. ضمناً لازم است بيمار تا 30 دقيقه بعداز اتمام ورزش، همچنان تحت نظرباشد. به همينمنظور در بعضي مراكز پس از خاتمة ورزشها، دورة آرامش و شل كردنبدن (ريلاكسيون) و كلاسهاي آموزشي برنامهريزي ميشود. تمرينات شل كردن موجبكاهش ضربان قلب، فشار خون، استرس و همچنين كاهش بينظميهاي موجود در ضربان قلب ميگردد.مرحله 4 يا مرحله نهائي توانبخشي قلبي، در این بخش بيمار در يك دورة طولاني مدت تحت كنترلقرار ميگيرد تا اولاً دچار كاهش سطح فعاليت نشود و ثانياً همچنان روند ورزش درمانيادامه يابد.البته ديگر به نظارت مستقيم درمانگر احتياجي نيست و او ميتواند با عضو شدن درباشگاههاي ورزشي و يا گروههاي شخصي توانبخشي قلبي، به ورزش ادامه دهد.در اينمرحله بيماران به حداكثر ظرفيت عملكردي خود در منزل و جامعه خواهند رسيد. هدف ازادامه مراقبت و بررسي بيماران، حفظ و توسعه فعاليتهاي ورزشي و نتايج حاصل از آنهاو تغييرات ايجاد شده در زندگي به نفع پيشگيري از سكتههاي مكرر و بستري شدن دربيمارستان است.هرچند كه بعداز اتمام ورزش اغلب بيماران بخوبي بازتواني شدهاند و به زندگيعادي باز ميگردند ولي همچنان در بعضي از بيماران درجاتي از ناتواني ديده ميشود كه البته ممكن است در مرحله 4 بتوان همچنان درجات توانائي بيمار را بالاتر برد.اگرچه رسيدن و حفظ يك روش زندگي صحيح و مناسب، كار مشكلي ميباشد ولي اجراي يك برنامة توانبخشي قلبي مناسب، ميزان رخداد حوادث قلبي را كاهش ميدهد. يكي از اهداف مهم مرحله 4، تلاش در حفظ روشزندگي صحيح ايجاد شده در مرحلههاي قبلي است. همزمان با اين تغيير روش زندگي، پزشكدرمان داروئي بيمار را هم بطور مناسب تغيير (تقليل) خواهد داد.نتيجه نهايي اهداف درماني، تغيير يا تبديل وضعيت بيمار به حالت قبل از بيماري است.مسئوليت اصلي گروه مه+-م توانبخشي قلبي خصوصاً مرحله 4، رساندن بيمار به استقلالزندگي و درماني و عدم لزوم نظارت گروه درمان مي باشد، به شكلي كه تنها وبا انجام دستوراتداروئي و آموزشهاي داده شده توسط خود بيمار، امكان ادامه زندگي بدون خطر وجودداشته باشد.براي بيماراني كه مدت زيادي را در بيمارستان گذراندهاند امكان تغيير رويه درماناز مراقبتهاي مستقيم و پيشرفته توسط كادر درمان، به شكلي اززندگي و درمان مستقل،بيخطر و دغدغه بدور از هراس و بدون نياز به تحت نظر بودن وجود دارد كه بسيار مهم و نويد دهنده است و اين هنرتوانبخشي است.
"میم، مثل معلولان" همانند "میم، مثل مادر" شعار نوزدهمین کنگره بین المللی فیزیوتراپی امسال بود که از 24 تا 26 اردیبهشت ماه در سالن اجتماعات وزارت کار و امور اجتماعی با هدفی چند منظوره برگزار شد، تا هشداری درون حرفه ای نسبت به مقوله بی توجهی به اهمیت جایگاه حرفه ای فیزیوتراپی در امر توانبخشی معلولان و دیگر گروه های هدف آن باشد. چه شاید فیزیوتراپی در دهه های آینده همانند مادر در کنار تمامی رشته های پزشکی قرار گیرد.
به واقع این روزها تغییر بیماری ها از تب زا و عفونی به ناتوان کننده، افزایش طول عمر انسان ها، زندگی صنعتی، نیاز به حرکت، کنترل هزینه ها در بخش درمان تمامی بازی را به سمت فیزیوتراپیست ها گردانده است .
فیزیوتراپیست تنها پزشکی است که فیزیولوژی و پاتولوژی حرکت را می داند و می تواند از تکنیک های فیزیکی و تمرین ها و بسیاری از درمان های کم ضرر برای درمان بیماری های حرکتی استفاده کند. این پزشک قادر به عملیاتی کردن طب مکمل است. ازاین رو بسیاری از کشورها، فیزیوتراپی را دکترای حرفه ای اعلام و تخصص ها و فوق تخصص های آن را راه اندازی کرده اند.
شاید عنوان پزشک هزاره جدید یا عنوانی که WCPT اعلام کرده است، توصیفی برای این پزشکان باشد.
روند بیماری ها و فراوانی آنها،تغییر در بافت جمعیت ها و مسائل اقتصادی و بسیاری مسائل دیگر چاره ای برای مسئولان امر نگذاشته است.
کارشناسان معتقدند امروزه کودکان به فیزیوتراپی نیاز دارند تا تحرکی سالم داشته باشند. نوجوانان به فیزیوتراپی نیاز دارند تا مشکلات استخوانی عضلانی نداشته باشند. خانم ها قبل، حین و بعد از بارداری به فیزیوتراپی احتیاج دارند. کارمند پشت میزنشین به فیزیوتراپی نیاز دارد. کارگر به فیزیوتراپی نیاز دارد. سالمند به فیزیوتراپی نیاز دارد. بیمار سرطانی نیاز به تحرک و فیزیوتراپی دارد. بیماران آسمی، قلبی، بستری، بیماران قبل از جراحی و بعد از جراحی به فیزیوتراپی نیاز دارند. آسیب دیدگان زلزله از همان لحظه اول به حضور فیزیوتراپیست احتیاج دارند.بیماران متابولیکی به فیزیوتراپی احتیاج دارند. درمان زخم به فیزیوتراپی احتیاج دارد. ورزشکاران برای تمرینات بدنی و برای صدمات بدنی به فیزیوتراپی احتیاج دارند. درمان مشکلات پوستی، بکارگیری طب مکمل، طب سوزنی و ....همه و همه به فیزیوتراپیست احتیاج دارد.
در این میان بخش سلامت کشور با درک مشکلات خود و در جهت حل آن انواع و اقسام راه ها را می آزماید؛ متخصص طب ورزش، طب سنتی، طب سوزنی و بسیاری از کارهای دیگر ولی هنوز جای پزشکی اینجا خالی است که فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی حرکت را بداند و با اقدامات و درمان فیزیکی آشنا باشد.
خلا بزرگی که جز فیزیوتراپیست آن را پر نمی کند، فیزیوتراپی پزشکی برای این هزاره است....
آغازی عجیب ادامه ای دردناک و طلوعی دوباره
تاریخ پزشكی، سرنوشتی عجیب برای فیزیوتراپی رقم زده است، آن هم نه فقط در كسب عنوان، بلكه در ماهیت عملكردی فیزیوتراپی به عنوان مدیریت سلامت بشری.
در سال های 1330هجری شمسی تعداد 3 افسر پزشک ارتش و پنج مدیر وزارت بهداری که پزشک بودند جهت تحصیل رشته طب فیزیکی به خارج از کشور رفتند. در سال های بعد این تعداد به 15 نفر رسید. در دهه 40 ریاست آموزشکده فیزیوتراپی در اولین گام اشتباه به یک پزشک متخصص اعصاب داده شد و در سال های بعد آموزشکده فیزیوتراپی ابتدا از دانشکده پزشکی جدا و سپس از دانشگاه خارج و تبدیل به انستیتو فیزیوتراپی شد!
در دهه 50 و به ویژه در سال هایی که فیزیوتراپی در تمامی کشورها در حال پیشرفت بود، و حتی در داخل کشورمان که داروسازها توانستند دکترای حرفه ای شوند، فیزیوتراپی در ایران بطور کامل از کارافتاد. عملکرد بیمارستانی آن تحلیل رفت، آموزش های کلینیکی آن ضعیف شد و ماهیت واقعی فیزیوتراپی از دست رفت و تبدیل به استفاده از ابزارهای فیزیکی مانند: گرما، سرما، جریان های الکتریکی برای بازگرداندن توان جسمی شد که اثرات آن تا سالیان متمادی باقی ماند.
اما در سال های بعد از 57 مدیریت مراکز آموزشی به دست فیزیوتراپیست ها افتاد و با وقوع جنگ تحمیلی فیزیوتراپیست ها در این صحنه ها حضور یافتند و تجارب ارزشمندی بدست آوردند. در سال 1368 دوره فوق لیسانس و در سال 1374 دوره PHD فیزیوتراپی راه اندازی شد. در نهایت در سال 1378با طلوعی دوباره مجوز تاسیس مطب های فیزیوتراپی به فیزیوتراپیست ها صادر شد. درسال1381 شماره های نظام پزشکی به این گروه اعطا و در همان سال تعرفه فیزیوتراپی از سوی دولت اعلام شد. فیزیوتراپیست ها در سال 1383 هجری شمسی برای اولین بار در انتخابات نظام پزشکی شرکت کردند. در همان سال دستور تغییر تمامی مجوزهای فیزیوتراپی صادر شده به پزشکان (به غیر از متخصصان طب فیزیکی) صادر شد و مسئولیت ها به فیزیوتراپیست ها واگذار شد. درکلینیک هایی که متخصصان طب فیزیکی حضور داشتند بکارگیری فیزیوتراپیست ها برای نظارت بر امر فیزیوتراپی اجباری گشت و این در حالی است كه خیلی از پراكتیشینر ها كه در ایران از عنوان دکتر استفاده می كنند ،در مورد فیزیوتراپیست ها هنوز نمی توان از كلمه دكتر استفاده کرد.
کارشناسان معتقدند شاید نبود این عنوان در سالیان گذشته موجب ضربه مرگبار دهه 50 و دخالت های عناصر درمانی و غیردرمانی در حیطه فیزیوتراپی بوده است.
مشکلات فیزیوتراپی در ایران
فیزیوتراپی با توجه به ضربه شدید در سال های دهه 50، دچار عوارض عمیقی شد که هنوز هم ازآن رنج می برد.
حمیدرضا اشراقی به عنوان یک فیزیوتراپیست درباره عمده مشکلات فیزیوتراپی در ایران می گوید ساختار دانشکده های توانبخشی، نادیده انگاشته شدن در بخش بهداشت و درمان کشور، دروس آموزشی، آشنا نبودن به اصول اداری و سازمانی، نبود استاندارد های لازم و تعاریف در فیزیوتراپی و نبود اتوریته در این رشته از جمله مشکلات فیزیوتراپیست ها در ایران است که از فیزیوتراپیست یک درمانگر معمولی ساخته است .
وی علت این مشکلات را وجود افرادی می داند که در همان سال های دهه با غرور و نادانی با فیزیوتراپی به شدت برخورد کردند و ضمن مد نظر نداشتن منافع کشور با تکیه به قدرت سعی بر نابودی رشته ای کردند که اکنون به درمانگران آن دکتر می گویند و دارای تخصص ها و فوق تخصص های خود است و در همه جا حتی در خطوط رزمی از او مدد می جویند.
با وجود این به اعتقاد این متخصص فیزیوتراپی امروزه فیزیوتراپیست ها با حمایت همه جانبه پزشکان توانسته اند بروی پا ایستاده و مراحل تکامل را طی کنند و حرکت فیزیوتراپی و فیزیوتراپیست ها به سمت محوری شدن در درمان به قدری سریع شده است که از آنها خواسته شده است کلمه Dr. را بر اول اسم خود بیاورند.
جایگاه درمان فیزیوتراپی
واژه فیزیوتراپی از فیزیو به معنای بدن و تراپی به معنای درمان و به معنای ترکیبی درمان بدن است. در فیزیوتراپی هدف ارتقای عملکرد جسمانی است و فیزیوتراپیست در این رشته به عنوان درمانگر شناخته می شود. دانش فیریوتراپیست براساس شناخت آناتومی بدن و فیزیولوژی حرکت بوده و فیزیوتراپی به عنوان یک رشته بالینی (کلینیکال) که با استفاده از امکاناتی مانند مدالیته ها، درمان های دستی، و تمرینات بدنی گروه های مختلف بیماری و ناتوانی ها را درمان می کند. این رشته همچنین با شناسایی گروه های خاص افراد اقدام به پیشگیری از بیماری ها و غربالگری ناتوانی ها می نماید.
فرآیند درمانی در فیزیوتراپی شامل ارزیابی، تشخیص، طرح درمان، مشاوره، آموزش، اجرا، ارزیابی مجدد، و پرونده نویسی است.
اشراقی در مورد جایگاه درمان فیزیوتراپی نیز می گوید: فیزیوتراپیست ها یکی از بخش های اساسی در سیستم های ارائه دهنده خدمات مرتبط با سلامت هستند که به شکلی مستقل خدمات مرتبط با سلامت را ارائه می دهند و بر طبق اصول برنامه های بازتوانی و نوتوانی، برای احیای مجدد عملکرد و کیفیت بهتر زندگی در افرادی که بدون حرکت می باشند یا نقص های حرکتی دارند، به کار می پردازند.
ماهیت فیزیوتراپی در درمان
دکتر سیدمحسن هاشمی از پیشگامان فیزیوتراپی در ایران است که ریاست فعلی انجمن فیزیوتراپی ایران را برعهده دارد .
او در پاسخ به سهم فیزیوتراپی در مراقبت های پزشکی در هزاره آینده و ماهیت فیزیوتراپی در امر درمان می گوید: فیزیوتراپی، فراهم کننده خدمات برای مردم و جمعیت ها است تا حداکثر حرکت و توانایی عمل را در طول دوران زندگی حفظ نماید یا توسعه داده و به حال اول برگرداند. فیزیوتراپی شامل ارائه خدماتی است به حرکت و عملکرد فرد که توسط فرآیند پیری یا صدمات و بیماری ها، مورد تهدید قرار می گیرند. حرکت کامل و کارامد در قلب چیزی قرار دارد که از آن به عنوان سلامتی نام برده می شود. فیزیوتراپی به شناسایی و افزایش پتانسیل های حرکتی برای بهبود، پیشگیری، درمان و نوتوانی، می پردازد. فیزیوتراپی شامل اثرات متقابل فیزیوتراپیست، بیمار وخانواده آنها یا سایر افرادی می باشد که از بیمار مراقبت می کنند، بر یکدیگر می باشد، تا بتوانند پتانسیل های حرکتی بیمار را ارزیابی کرده و در ایجاد اهداف مورد نظر همه با استفاده از دانش و مهارت های ممتاز فیزیوتراپیست به توافق برسند.
دیدگاه منحصر به فرد دکتر هاشمی نسبت به نقش فیزیوتراپیست ها در شناسایی بدن، نیازها و پتانسیل های حرکتی آن برای رسیدن به تشخیص و استراتژی درمانی نقش اساسی دارد که به اعتقاد او با توجه به هدف فیزیوتراپی در بهبود سلامت، پیشگیری، درمانی و بازتوانی، متغیر است.
بر همین اساس رئیس هیات مدیره انجمن فیزیوتراپی ایران بار عمده درمان معلولان را بر دوش فیزیوتراپیست ها دانسته و تاکید دارد که شعار نوزدهمین کنگره فیزیوتراپی یعنی "م، مثل معلولان نیز با هدفی چند منظوره مطرح شد که یکی از آنها هشدارهای درون حرفه ای است که گرایش برای انجام اقدامات داوطلبانه در کشور باید به سوی معلولان باشد.
او با انتقاد از اینکه دانشجویان فیزیوتراپی در طول دوران تحصیلی خود حتی یک بار به مراکز نگهداری از معلولان مراجعه نمی کنند، تصریح دارد: در فیزیوتراپی ایران هنوز گام های مؤثری برداشته نشده است. در ایران هنوز یک مرکز واقعی برای برطرف کردن نیازهای کودکان مبتلا به CP وجود ندارد.
همکاری کمرنگ
در همین حال دکتر کاظم نظم ده، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی، نیز در مراسم افتتاحیه نوزدهمین کنگره فیزیوتراپی در حالی از فیزیوتراپی به عنوان یکی از محوری ترین رشته های توانبخشی در ارتباط با ارائه خدمات به معلولان یاد کرد که به اعتقاد او متاسفانه امروزه مدیریت و همکاری فیزیوتراپیست ها در این زمینه در کشور ما کمرنگ است.
به گفته وی، عدم همکاری فیزیوتراپیست ها در مدیریت و توانبخشی گروه های هدف باعث شده که توانبخشی گروه های هدف را افراد غیرمتخصص برعهده بگیرند که این امر شایسته نیست. بنابراین باید فضایی ایجاد شود که نگاه فیزیوتراپیست ها به درمان از حالت بیمارنگری خارج شود.
دکتر نظم ده با بیان اینکه امروزه فعالیت های توانبخشی نسبت به گذشته متفاوت شده، معتقد است قرارگرفتن بسته های مدیریتی فیزیوتراپیست ها در راس امور توانبخشی یکی از عللی است که باعث تفاوت این فعالیت ها نسبت به گذشته شده است.
چندي پيش زني كه براي قايقراني در يكي از درياچههاي محلي ايالت تگزاس به گردش رفته بود، دچار مسموميت شديد شده و به بيمارستاني در همان حوالي منتقل ميگردد. ليكن متأسفانه به رغم تلاش شبانهروزي پزشكان، دو روز بعد او درگذشت.
نكتهي هشداردهنده كه ميتواند مورد نظر خوانندگان اين وبلاگ هم قرار داشته باشد، اين است كه كالبدشكافي نشان داد: زن بختبرگشته در اثر بيماري عفوني لپتوسپيروز مرده است؛ آن هم در اثر خوردن محتواي نوشابهاي كه در يخچال نگهداري كرده بود! نتيجه تحقيقات نشان داد كه او قوطي نوشابه را بدون ليوان استفاده كرده است. آزمايشات نشان داد كه قوطيها آلوده به ادرارخشك شده موش صحرايي بوده است و به دليل همين موضوع، دچار اين بيماري عفوني شده است.
گفتني آنكه ادرار موش محتوي مواد سمي و كشنده است. خيلي توصيه ميشود كه قسمت بالاي قوطيهاي نوشابه را قبل از مصرف دقيق بشوئيد. قوطيها در انبار كالا نگهداري ميشوند و بدون اينكه تميز شوند، مستقيم به مغازهها فرستاده ميشوند.
يك مطالعه در NYCU نشان داد كه دربهاي قوطيهاي نوشابه آلودهتر از توالتهاي عمومي است و آلوده به ميكروبها و باكتريهاي بسيار خطرناكي ميتواند باشد.
بنابراين قبل از اينكه آنها را با دهانتان بخوريد با آب خوب بشوييد تا اين اتفاق مهلك براي شما و هيچ يك از دوستان و نزديكانتان رخ ندهد.
ارتقاء سطح پایه فیزیوتراپی DPT
همکاران محترم: بسیاری از همکاران از تلاش و سیاست های اجرائی انجمن در راه رسیدن به ارتقاء سطح پایه فیزیوتراپی به DPT مطلع هستند. این فکر از سال های دور به تدریج به مطرح کردن آن که برای اکثر همکاران کاملاً ناآشنا بود در سخنرانی های افتتاحیه کنگره و در سر مقاله انجمن بعنوان یک خواست اعضاء، سیاست گذاری انجمن اجراء و مطرح گردید.
مسلماً یکی از عمده مشکلات برای رسیدن به اهداف ارتقاء سطح پایه فیزیوتراپی با مقایسه با بسیاری از کشورها حتی در حال توسعه که از آن به خوبی آگاهی داریم، نداشتن اختیارات و حتی در سطح مشاوره قرار گرفتن و یا در مدیریت های توسعه علوم پزشکی می باشد. در اکثر کشورها انجمن ها مشاور و سیاستگذار رشته خود هستند در حالی که در ایران انجمن ها حتی یک NGO هم کامل قلمداد نمی شوند. با این مشکل احساس شد که دانشکده ها می توانند در این تصمیم سهم مهمی را ایفاء کرده و پیگیری را به دانشکده ها واگذار نمائیم.
با ارسال نامه ای به نام دانشکده های توانبخشی که کشور در مجله انجمن هم منتشر شده (پیوست) تقاضا شد که هر دانشکده با انتخاب یک نماینده امور ارتقاء سطح کارشناسی فیزیوتراپی را به DPT پیگیری نمایند. اگر چه از نتیجه و استقبال این پیشنهاد از قبل آگاهی کاملی وجود داشت ولی لزوم ارسال آن را به دلائل مختلف و جلوگیری از متهم کردن انجمن در سال های بعد و هم چنین آگاه شدن از نقطه نظرات همکاران هیئت علمی نه تنها برای انجمن بلکه برای خود دانشکده ها ضروری و نتیجه نهایی از ارسال این نامه را مفید پیش بینی شده بود.
امروز که موج نیاز به ارتقاء سطح علمی وسیع تر و قوی تر شده، پیش بینی همان تفکرات و عکس العمل ها هم به تدریج ظاهر می شود. مخالفت های نامحسوس و موافقت های ظاهری کاملاً شبیه دوران رسیدن به استقلال فیزیوتراپی شده است. با این تفاوت موج ارتقاء سطح علمی از DPT در دوران دیگری به حرکت در آمده که مثبت تلقی می شود.
نظر به اینکه انجمن فیزیوتراپی مثل سایر انجمن ها در ارائه سیاستگذاری ها برخلاف تمام کشورها مورد مشاوره قرار نمی گیرند لذا پیگیری این حرکت که خواست و نیاز اکثریت اعضاء می باشد در هیئت مدیره انجمن مجدداً طرح و یکی از همکاران مسئولیت پیگیری و جمع آوری تمام اطلاعات و رفرانس های لازم را قبول و این یک اقدام درست در جهت پیشبرد اهدافی است که باید دنبال شود.
مسلماً نباید بدون مستندات از تمام کشورهای جهان و تطابق آن با سیستم آموزشی و پیدا کردن بهترین راه اجرائی نباید حرکتی ناهماهنگ انجام گیرد که مشکلات را بیشتر نماید.
احساس می شود امروز خواست و نیاز جامعه فیزیوتراپی در کنار سایر پیشرفت ها به ویژه در سطوح علمی گروه پزشکی کشور یک ضرورت و یک خواست اجتناب ناپذیر است که نباید متوقف شود.
خواهش می کنم هر یک اعضاء در سراسر کشور اگر امکان همکاری و یا تماس با مسئولین و یا پیشنهادی و یا اطلاعاتی در این زمینه دارند که می تواند کمک کرده و مؤثر باشد کتباً با انجمن تماس تا اطلاعات به کمیته پیگیری DPT ارجاع داده شود.
مطمئن هستم همکاران در این راه همانند دیگر همکاران که خودجوش در این راه اقدام تأثیرگذاری را انجام داده اند در ارسال هر کمک و حتی کوچکترین رفرانس کوتاهی نکرده و انجمن را یاری بفرمایند.
فیزیوتراپیست محسن هاشمی
رئیس هیئت مدیره انجمن فیزیوتراپی ایران و
عضو هیئت علمی